السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

441

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

عين كل هستند - لازم مىآيد « تقدّم الشّىء على نفسه » ، كه اين محال است . از اين اشكال دو جواب مىدهند : يكى اين‌كه نسبت ذاتى - خواه اعم باشد چون حيوان يا اخص باشد چون ناطق - به ذات ، نسبت جزء و كل خارجى نيست ، تا اشكال شود وقتى همهء اجزاء در خارج بر كل ، تقدم داشتند لازم مىآيد « تقدّم الشّىء على نفسه » . بلكه نسبت اين دو ، نسبت عينيت است . يعنى همهء انسان عين حيوان هست . چنين نيست كه تصور كنيم حيوانيت ، بخشى از وجود خارجى انسان را مىسازد و ناطقيت ، بخش ديگرى از وجود خارجى او را ، بلكه حمل بين انسان و اجزاى حدى او ، حمل اوّلى است ؛ يعنى همهء انسان عين حيوانيت است ، همان‌طور كه همهء او عين ناطقيت مىباشد . فرق بين انسان و حيوان يا انسان و ناطق همان فرق لازم در حمل اوّلى است . كه عبارت باشد از اجمال و تفصيل . پس اين‌طور نيست كه در خارج ، حيوان و ناطق اجزاى خارجى براى انسان باشند تا اشكال فوق وارد گردد . و اگر مىگوييم اين دو ، جزء انسان هستند به اعتبار اين‌كه در تعريف انسان اجزاى حدى واقع مىشوند ، فى المثل مىگوييم انسان عبارت است از حيوان ناطق ولى در واقع ، حيوان و ناطق هر كدام عين هم و هر دو عين انسان هستند و حمل بين آنها هم حمل اولى « 1 » است ، نه شايع . پاسخ دوم اين است كه تقدم براى اجزاء بدون وصف مجموع ، بر ماهيت با وصف مجموع ، حاصل است . و بين اجزاء با فقدان حيث جمعى و اجزاء با وجود حيث جمعى ، فرق فراوان هست . و همين فرق مانع از آن است كه « تقدم الشّىء على نفسه » پيش آيد ؛ زيرا آن چيزى كه مقدم است اجزاء بدون وصف مجموع است و آنچه مؤخر است اجزاء با وصف مجموع مىباشد .

--> ( 1 ) . البته اين‌كه حمل اجزاء ماهيت بر ماهيت و بر يك‌ديگر حمل اوّلى باشد اين نظر مؤلف و برخى ديگر است لكن ممكن است بر اين نظر اشكال شود كه ملاك حمل اولى وحدت مفهومى است مانند الانسان انسانٌ اما مفهوم از كلمهء حيوان غير از مفهوم از كلمهء ناطق است بنابراين حمل يكى از اين دو بر ديگرى حمل اولى نخواهد بود